پرسش و پاسخ هایی زیبا همراه با استاد فریدمن
1- آیا وجود فقط ماده است؟ .....
   وجود شناسی
خیر، تعریف وجود بدین گونه است:
Sometimes, the word entity is used in a general sense of a being, whether or not thereferent has material existence, e.g., is often referred to as an entity with no corporeal form (non-physical entity), such as a language. It is also often used to refer to ghosts and other spirits
بطور واضح آمده است که لزوما به اشکال مادی ارجاع نمیدهد بلکه میتواند به یک پدیده غیرمادی رفرنس هم میدهد مانند یک زبان و اندیشه یا یک حالت روحانی و ...
https://en.wikipedia.org/wiki/Entity

2- آیا وجود غیر مادی قابل اثبات است؟
بله مثال پرکاربرد آن خواب دیدن است!! همه ما در خواب چیزهایی دیده ایم که تابحال ندیده بودیم و چون عدم قابل درک نیست پس ما یک وجود را درک کرده ایم!! یعنی یک وجود غیرمادی را در خواب دیده ایم!!

3- آیا تعریف ماده در فیزیک(فیزیکالیسم) مشخص و دقیق است؟
اصلا ماده تعریف مشخصی در فیزیک ندارد!!
As such, there is no single universally agreed scientific meaning of the word "matter".  Scientifically, the term "mass" is well-defined, but "matter" is not
https://en.wikipedia.org/wiki/Matter
ماده تعاریف بسیار زیادی دارد یعنی نمیتوان یک تعریف تقلیل گرایانه از ماده ارائه داد که در همه حوزه های فلسفی جامعه شناسی روانشناسی فیزیکی قابل استفاده باشد. مشکل فیزیکالیسم ها این است که در فیزیک نمی توانند ماده را با غیر ماده در یک تعریف مشخص و دقیق وارد کنند.فیزیکال چیست؟ غیر فیزیکال که خاصیت های فیزیکالی ندارد چیست؟ چگونه با تعریف خاصیت های غیر فیزیکال تنها فیزیکال را میبینند؟
Two questions immediately arise. First, what is meant by "the physical"? Second, what is it for non-physical properties to be "nothing over and above" the physical
https://en.wikipedia.org/wiki/Physicalism
برای مثال اگر ماده را چیزی در نظر بگیریم که  جرم دارد و فضا را اشغال میکند، این تعریف نمیتواند جامع باشد زیرااین تعریف  نمیتواند بگوید گرانش ماده است یا خیر ! زیرا گرانش نه حجمی اشغال میکند نه جرمی دارد بلکه ناشی از خمش مکان_زمان تحت یک منبع جرم دار است ( جرم به مفهوم گسترده که ناشی از جریان تکانه و چگالی انرژی است ) .
 
4- آیا ساینس فقط با ماده سروکار دارد؟؟
خیر ، این ادعای غلطی است!! کلآ دانش به سه دسته زیر تقسیم بندی میشود :
الف) دانش های صوری Formal science مانند منطق , ریاضیات , تئوری تصمیم گیری و ...
ب) دانش های طبیعی Natural science مانند فیزیک شیمی , زیست , زمین شناسی و ....
ج) دانش های انسانی Human science مانند جامعه شناسی , رفتار شناسی , انسان شناسی, تاریخ , اقتصاد و ....
Formal Science is the branch of science dealing with abstract concepts. It includes the sub-branches of logic and mathematics. For most scientists, these branchesserve as tools to better understand their own fields of study. For example, a physicistmay use algebra and geometry to help them understand the path of an arrow throughthe air.
و بر خلاف آنچه که ادعا شد دانش های صوری شاخه ای از دانش میباشد که از قضا با ماده سر و کار ندارند .به لینک زیر از دانشگاه کارولینای ایالات متحده بروید :
http://www.cnrt.scsu.edu/~psc152/A/branches.htm
همان طور که توضیح داده دانش های صوری با مفاهیم انتزاعی و مجرد سر و کار دارند و در آنها لزومی ندارد هیچ کار تجربی یا آزمایشی صورت بگیرد بلکه باید از فعالیت های عقلانی در آنها سود جست که به آنها A prior هم میگویند .
Unlike other sciences, the formal sciences are not concerned with the validity of theories based on observations in the real world empirical knowledge it is different because of its method of verifying its knowledge, using a priori rather than empirical methods
متد های صوری برای ساختن و تست یک مدل علمی ضرروی هستند و پیشرفت هایی که در دانش های صوری و عقلانی حاصل میشود راه های پیشرفت در علوم تجربی را نیز مهیا میکند .
Methods of the formal sciences are, however, essential to the construction and testing of scientific models dealing with observable reality, and major advances in formal sciences have often enabled major advances in the empirical sciences
https://en.wikipedia.org/wiki/Branches_of_science
اگر منظور ماده فیزیکی بوده باز هم اشتباه است زیرا در فیزیک ما به کمیت های فیزیکی ماده نمیگوییم که با آنها بسیار سر و کار داریم و تازه به تناقض هم میخورید چون در دانش هایی مانند زیست شناسی اصلآ ماده موضوعیت ندارد و تحقیقات حول سیستم های ارگانیک و مفاهیم مرتبط با آن میچرخد .
Biology is a natural science concerned with the study of life and living organisms, including their structure, function, growth, evolution, distribution, and taxonomy. Modern biology is a vast and eclectic field
https://en.wikipedia.org/wiki/Biology
صحبتی از ماده میبنیید ؟ خیر ، اما در فسلفه میبینیم که ماده بخش مهم مناقشه است
In philosophy, the theory of materialism holds that all things are composed of material,and that all emergent phenomena (including consciousness) are the result of material properties and interactions
https://en.wikipedia.org/wiki/Materialism
موضوع و بحث اصلی بر سر ماده و reality و ذهن است که کاملا فلسفی است و در ساینس هیچ موضوعیتی ندارند .

5- نظر کوهن و پوپر نسبت به رئالیسم علمی چه بود؟
از نظر کوهن که در آراء اولیه او بیشتر نمایان است نظریه ها به دلیل سنجش ناپذیری Incommensurability غیر قابل داوری هستند، حتی در آراء اولیه او پارادایم ها نیز نسبت به هم هیچ ارجحیتی ندارند و شبکه باورهای علمی قرن 16 نسبت به قرن 20 از اعتباری کاملآ یکسان برخوردار هستند!وانگهی به عقیده عده ای در دیدگاه کوهن یک ایده الیسم Idealism قوی و وابسته به ذهن Mind-dependent دیده میشود و به عقیده عده ای دیگر چیزی بین ریالیسم و ایده الیسم و نزدیک به دیدگاه کانت! گر چه کوهن این برداشت های را در نوشته های متاخر خود تعدیل میکند اما همچنان نظریه مطابقتی صدق kuhn rejected correspondence theory of truth را انکار کرده و اعتقاد دارد شبکه باور های علمی ما را به سمت واقعیت نمیکشاند!
https://books.google.com/books?id=iF1&q&f=false
اسکرین شات از سخن کوهن
http://s4.picofile.com/file/8287262268/correspondence_theory_of_truth_kuhn.png
Analogously, science improves by allowing its theories to evolve in response to puzzles  and progress is measured by its success in solving those puzzles; it is not measured by it  progress towards to an ideal true theory
پیشرفت علم بر مبنای حل کردن پازل های حل نشده است نه بر اساس حرکت بسمت حقیقت!!
https://plato.stanford.edu/entries/thomas-kuhn/#2
لذا همانطور که کوهن در نوشته های سال 1962 و 1970 میگوید هیچ معیاری فراتر از اجماع یک جامعه Consensus بر سر پذیرش یک پارادایم و تئوری هایی که درون آن پارادایم با هم ارتباط دارند، وجود ندارد. از سوی دیگر نیز هر جامعه ای در یک دنیایی متفاوت با بک گراند های مذهبی و فلسفی و اقتصادی و فرهنگی متفاوت زندگی میکند، از سوی دیگر وقتی یک پارادایم تغییر میکندجهان مربوط به آن هم تغییر میکند.لذا شما میتوانید هنوز بر روی نظریات منسوخ شده گذشته کار کنید و هیچ اصلی نمیتواند شما را مُلزم کند آن نظریات را کنار بگذارید
He proposed that scientific consensus worked in the form of "paradigms", which were  interconnected theories and underlying assumptions about the nature of the theory itself  which connected various researchers in a given field. Kuhn argued that only after the  accumulation of many "significant" anomalies would scientific consensus enter a period of  crisis". At this point, new theories would be sought out, and eventually one paradigm  would triumph over the old one — a cycle of paradigm shifts rather than a linear progression towards truth. Kuhn's model also emphasized more clearly the social and  personal aspects of theory change, demonstrating through historical examples that scientific consensus was never truly a matter of pure logic or pure facts. However,  these periods of 'normal' and 'crisis' science are not mutually exclusive. Research shows  that these are different modes of practice, more than different historical periods
حتی در دیدگاه پوپری هیچ دیتا و اطلاعات ِ تجربی و آزمایشگاهی قادر نیست یک تئوری را اثبات نماید و به بیان کوهن در یک پارادایم "معتبر" به نظر می آید که آن هم به بسیاری از فاکتور های "فرا-علمی" وابسته است!
Most models of scientific change rely on new data produced by scientific experiment. Karl  Popper proposed that since no amount of experiments could ever prove a scientific theory, but a single experiment could disprove one, science should be based on falsification
https://en.wikipedia.org/wiki/Scientific_consensus