سایت علمی و معروف Psychology Today در مقاله‌‌ای بسیار جذاب به بحث پیرامون حیات و همچنین هوش و آگاهی پرداخته است. خواندن این مقاله به همه‌ی خداباوران و همچنین آتئیست‌ها توصیه میشود.....
  چالش منشا حیات
 تعدادی از فیلسوفان عقیده دارند که در مورد هوش و آگاهی یک مسئله‌ی سخت وجود دارد: مهم نیست که چقدر دانشمندان درباره‌ی فرایند‌های عصبی یاد بگیرند, آن‌ها هیچ‌گاه نخواهند توانست توضیح دهند که چرا این پردازش‌ها(فرایندهای عصبی) با تجربیات درونی همراه است. به طور مشابه در مورد حیات نیز یک مسئله‌ی سخت وجود دارد: مهم نیست که چقدر علم درباره‌ی مکانیسم‌های زیستی مانند سوخت و ساز سلول, ژنتیک و تنفس یاد بگیرد, علم هیچگاه نمیتواند توضیح دهد چگونه همه‌ی این مکانیسم‌ها باعث زندگی بخشیدن به چیزی میشود. ناتوانی ما در حل کردن مسئله‌ی سخت حیات, منجر به دیدگاه زندگی گرایی(Vitalism) میشود, یعنی دیدگاهی که طبق آن موجودات زنده اساسا متفاوت از نهادهای قابل توصیف مانند فیزیک و شیمی هستند. درک حیات نیاز به قبول کردن نوع خاصی از انرژی غیر فیزیکی(فرا مادی) دارد که نیروی حیاتی یا جرقه‌ی زندگی نامیده میشود. این دیدگاه متناسب است با دیدگاه دیگری که مسئله‌ی سخت هوش و آگاهی آن را نتیجه میدهد, یعنی دوگرایی(Dualism). دیدگاهی که طبق آن به عناصر غیرمادی مانند روح احتیاج است. البته اطلاعات ما از زیست شناسی بسیار بیشتر از روانشناسی و علوم اعصاب هوش و آگاهی است. در قرن 18 مکانیسم‌های حیات مانند تنفس, گوارش و تقسیم سلولی اندکی شناخته شده بودند. اما قرن 19 با پیشرفت‌های مهم زیادی در زمینه‌ی سوخت و ساز, ژنتیک, اپی‌ژنتیک, DNA و شبکه‌ی عصبی(مغز) همراه بود. بسیاری از جنبه‌های موجودات زنده مانند تولید مثل و حرکت به طور کامل با این مکانیسم‌ها توضیح داده میشوند. اما مهم نیست که چقدر دانش و آگاهی ما درباره‌ی بخش‌ها و فعل و انفعالاتی که گیاهان و حیوانات را زندگی میبخشد افزایش یابد, ما هیچ‌گاه نمیتوانیم حیات را توضیح دهیم, همان‌گونه که با آزمایش ذهنی زیر این موضوع را نشان میدهیم:ما به راحتی میتوانیم تصور کنیم لامبی‌ها وجود دارند, مشابه زامبی‌ها(که نشان دهنده‌ی مسئله‌ی سخت هوش و آگاهی است). یک زامبی چیزی است که تمام ویژگی‌ها و خصوصیات فیزیکی انسان بودن را دارد, به جز هوش و آگاهی. به طور مشابه یک لامبی چیزی است که همه‌ی مکانیسم‌های زیستی مرتبط با حیات را دارد, اما با این وجود زنده نیست. چون این(وجود زامبی و لامبی) یک امکان و احتمال قابل تصور است, پس زنده بودن نمیتواند برابر باشد با داشتن آن مکانیسم‌ها, چون اگر دو چیز برابر باشند در این صورت آن‌ها لزوما یکسان هستند.
we will never have a full explanation of consciousness, just as we will never have a full explanation of life. Science can never explain what it is like to be a bat, any more than it can explain what it is to be alive.These problems are not just hard, they’re impossible
ما هیچگاه به یک توضیح کامل برای هوش و آگاهی نخواهیم رسید, همان‌گونه که ما هیچگاه به یک توضیح کامل برای حیات نخواهیم رسید. علم هیچگاه نخواهد توانست توضیح دهد که خفاش بودن شبیه چیست, همانگونه که نخواهد توانست توضیح دهد که زنده بودن به چه معناست. این مسائل فقط سخت نیستند, آن‌ها غیرممکن هستند.
 لینک مقاله :
https://www.psychologytoday.com/blog/hot-thought/201503/the-hard-problem-life


 حتی سایت علمی و معروف ساینس دیلی(Science Daily) در مقاله‌ای که 12 ژانویه ی 2017 منتشر کرد, نحوه‌ی شروع حیات از آمینو اسید و پروتوئین را به طور کامل توضیح داده اما در انتها به صراحت اعتراف میکند با وجود اینکه دانشمندان نا امید نشده و همیشه روی مسئله‌ی منشا حیات کار خواهند کرد, اما به احتمال بسیار زیاد هیچ‌گاه نخواهند توانست پاسخی برای منشا حیات بیابند. عین عبارتی که ساینس‌ دیلی آورده را به همراه ترجمه می‌آوریم:
Most likely we will never manage to find the answer to how life began
به احتمال بسیار زیاد ما هرگز موفق به یافتن پاسخی به اینکه چگونه حیات آغاز شد, نخواهیم شد.
https://www.sciencedaily.com/releases/2017/01/170112083719.htm